ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

596

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ومىدانيم قوّهء تعقّلى كه از اسارت هواي نفس خارج باشد بر تشخيص حق از شبهات نيرومند خواهد بود . امام ( ع ) رابطهء عبرت وتقوا را با اين جمله كه : « من صحّت اين حقيقت را بر عهده مىگيرم ودرستى آن را ضمانت مىكنم » تأكيد مىكند وكلمهء « رهن » را به عنوان استعاره براي اين ضمانت به كار برده است چنان كه در قول خداى تعالى به همين معنى به كار رفته است كه : كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ . چه بسا حقيقت تقوا بر انسان پوشيده باشد ، بدين لحاظ تعريفى از تقوا آورده ومىگوييم : تقوا بر حسب عرف شرعي به ترس از خداوند تعالى بستگى دارد . بدين توضيح كه شخص متّقى از آنچه سبب دورى از خدا وتوجّه به دنيا وزينتهاى آن مىشود پرهيز مىكند واز روى قصد از خدا روى برنمىگرداند ، وچنان كه دانسته شده ، ترك ودورى از دنيا زهد حقيقي است وتقوا وسيلهء آن است ، بنا بر اين تقوا برترين قدرت براي نزديكى به خدا وبزرگترين مانع بىتوجّهى به خداست ، تقوا به معناى ترس از خدا در اوّل سورهء نساء آمده است : يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ * : « اى مردم از خدا بترسيد » ، وبه همين معنى در أول سورهء حجّ وشعرا نيز آمده است : إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ : وقتي كه برادر آنها « نوح » به آنها گفت آيا از خدا نمىترسيد ؟ ، وهمچنين در سخن هود وصالح ولوط وشعيب به مردمشان همين معنى منظور شده ، ودر سورهء عنكبوت از قول إبراهيم تقوا به همين معنى آمده است : وَإِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ » « 3 » ، « اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ » « 4 » ، الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ « 5 » ، در ديگر آيات قرآن نيز تقوا به همين معنى آمده است ، هر چند بعضي از مفسّران گاهى تقوا را به معناى

--> ( 3 ) سورهء عنكبوت ( 29 ) : آيهء ( 16 ) : إبراهيم به قوم خود گفت خدا را بندگى كنيد واز أو بترسيد . ( 4 ) سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء ( 102 ) : از خدا آن چنان كه شايستهء اوست بترسيد . ( 5 ) سورهء بقره ( 2 ) : آيهء ( 197 ) : توشه برگيريد بهترين توشه ترس از خداست .